خرید بک لینک

درباره سایت

باران باش

امکانات وب

پدر خوب و مهربان من، هرگز زحمت هایی را که برایم کشیدی فراموش نمی کنم. به خاطر خواهم داشت روزهایی که خسته از کار روزانه به خانه می آمدی و باز برایم فرصت داشتی و به رویم لبخند می زدی، مرا در آغوش می گرف

برچسب: نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: جمعه 23 اسفند 1398 ساعت: 19:32

چه بسا خداوند هر گرهای را که در کار ما میاندازد همچون گرههای قالی باشد که نهایتاً قصد دارد با آنها نقشی زیبا را بیافریند.

برچسب: نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: جمعه 23 اسفند 1398 ساعت: 19:32

یک روز علامه جعفری سوار تاکسی شده بود. در مسیر راه نفس عمیقی میکشد و از ته دل میگوید: «ای خدای من!» راننده تاکسی با اعتراض میگوید: یه جوری میگی ای خدای من که انگار فقط خدای شماست. علامه در جواب فوراً دو بیت از سعدی میخواند:

چنان لطف او شامل هر تن است

که هر بنده گوید خدای من است

چنان کار هرکس به هم ساخته

که گویا به غیری نپرداخته

برچسب: نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: جمعه 23 اسفند 1398 ساعت: 19:32

خزان بنشست و گل با بادها رفت

بهار از خاطر شمشادها رفت

زیاد باغ،بوی فروردین ها

هوای خرم خردادها رفت

زیاد باغبانان،رنگ گلزار

چو بوی نسترن،با بادها رفت

تو گویی گل نه رویید و نه پژمرد

چه آسان می توان از یادها رفت

برچسب: نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: جمعه 23 اسفند 1398 ساعت: 19:32

تکیه کن بر شانه های ترد من آرام تا سرود صبح سرشار نفس باشد تا نرويد خستگی در ذهن نیلوفر تا برای آشتی یک بوسه بس باشدمی شناسم من تو را اسم شبت دریاست با صدایت عطر شبنم های شفاف استخوب میدانم که وقتی بر

برچسب: نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: جمعه 23 اسفند 1398 ساعت: 19:32

حتی اگر باران بشوی و بخواهی عاشقانه بباری هستند کسانی که، چتر در دست می گیرند، و تو را نمی خواهند.

برچسب: نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: جمعه 23 اسفند 1398 ساعت: 19:32

بمون ولي به خاطر غرور خسته ام برو برو ولي به خاطر دل شكسته ام بمونبه موندن تو عاشقم به رفتن تو مبتلا شكسته ام ولي برو ، بريده ام ولي بياچه گيج حرف مي زنم ، چه ساده درد مي كشماسير قهر و آشتي ميون آب و

برچسب: نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: جمعه 23 اسفند 1398 ساعت: 19:32

دوباره نم نم بارون، صدای شرشر ناودوندل بازم بیقراره دوباره رنگ چشاتو،خیال عاشقی باتو این دل آروم نداره نداره ندارهشبامو و خواب نوازش،دوباره هق هق و بالش گریه یعنی ستایشستایش تو و چشمات، دلم هنوز تو رو

برچسب: نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: جمعه 23 اسفند 1398 ساعت: 19:32

خبر به دورترین نقطه ی جهان برسدنخواست او به من خسته بی گمان برسدشکنجه بیشتر از این؟ که پیش چشم خودتکسی که سهم تو باشد، به دیگران برسد چه می کنی؟ اگر او را که خواستی یک عمربه راحتی کسی از راه ناگهان بر

برچسب: نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: جمعه 23 اسفند 1398 ساعت: 19:32

حوصله کن دلکم! حوصله گله هاراکم میکند وکم شدن گله ها فاصله هارا ازبین میبرد ودل هارابه هم نزدیک تر میکند. دلکم حوصله کن که چشمه اگرحوصله نمیکرد از دل سنگ هانمی توانست بگذرد. درخت اگر شکیبا نبود میوه د

برچسب: نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: دوشنبه 23 دی 1398 ساعت: 17:31

ما گدایان خیل سلطانیم/ شهربند هوای جانانیم بنده را نام خویشتن نبود /هر چه ما را لقب دهند آنیمگر برانند و گر ببخشایند/ ره به جای دگر نمیدانیم چون دلارام میزند شمشیر /سر ببازیم و رخ نگردانیم دوستان در

برچسب: نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: پنجشنبه 5 دی 1398 ساعت: 6:23

برگه های تخفیف30تا50درصد کتاب توزیع شدند

برچسب: نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: جمعه 30 فروردين 1398 ساعت: 18:30

جزمن که راه عشق به تسلیم می روم

بادست بسته هیچ شناگر - شنانکرد

برچسب: نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: جمعه 30 فروردين 1398 ساعت: 18:30

وخداخواست که یک عمرنبیند یعقوب

شهربی یار مگرارزش دیدن دارد؟؟؟؟؟

برچسب: نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: جمعه 30 فروردين 1398 ساعت: 18:30

دستخطی دارم ازاوبردل خودیادگار

عشق کاری کرد باقلبم که چاقو باانار -

برچسب: نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: جمعه 30 فروردين 1398 ساعت: 18:30

جمعه ها شرح دلم یک غزل کوتاه است

که ردیفش - همه دلتنگ توام می آید

برچسب: نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: جمعه 30 فروردين 1398 ساعت: 18:30

دیدی - می روم و دلی برایم تنگ نمی شود

برچسب: نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: جمعه 30 فروردين 1398 ساعت: 18:30

دیروز مهربودا و بوی ماه مدرسه....

چه زود اردیبهشت داره میاد تاسال راجمع کند

یک بهاردیگه هم به عمر اضاف - شدددد

برچسب: نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: جمعه 30 فروردين 1398 ساعت: 18:30

صفحه بندی